چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388
نام ترانه: ظالم
آلبوم: ظالم
ترانه سرا: اردلان سرفراز
آهنگساز: فرید زلاند
تنظیم کننده: فرید زلاند
حجم: 3.02 MB
زمان: 3:18 m
http://rapidshare.com/files/112139277/EBI_Zalem.rar
متن ترانه:
http://i28.tinypic.com/23u9752.gif
_______________________________________________________________________
نام ترانه: پریا
آلبوم: ظالم
ترانه سرا: احمد شاملو
آهنگساز: اسفندیار منفردزاده
تنظیم کننده: اسفندیار منفردزاده
حجم: 13.4 MB
زمان: 14:43 m
http://rapidshare.com/files/125254737/Paria.rar
متن ترانه:
http://i25.tinypic.com/e9bskp.gif
يك تكه از آهنگ پريا به صورت فلش:
http://rapidshare.com/files/110376813/ebi_paria.swf
__________________________________________________________________
نام ترانه: دلنگ دلنگ (زنجیر ورچین)
آلبوم: ظالم
ترانه سرا: احمد شاملو
آهنگساز: اسفندیار منفردزاده
تنظیم کننده: اسفندیار منفردزاده
حجم: 3.33 MB
زمان: 3:37 m
http://rapidshare.com/files/11214193...ro_Varchin.rar
متن ترانه:
http://i30.tinypic.com/2s9pstk.gif
_____________________________________________________________
نام ترانه: ناجی شرق (جهان سوم)
آلبوم: ظالم
ترانه سرا: اردلان سرفراز
آهنگساز: فرید زلاند
تنظیم کننده: فرید زلاند
حجم: 843 KB
زمان: 6:22 m
http://rapidshare.com/files/11215371...hane_Sevom.rar
نام ترانه: ناجی شرق (جهان سوم)
آلبوم: ظالم
ترانه سرا: اردلان سرفراز
آهنگساز: فرید زلاند
تنظیم کننده: فرید زلاند
حجم: 5.86 MB
زمان: 6:24 m
http://rapidshare.com/files/125262932/Jahane_sevoom.rar
متن ترانه:
http://i26.tinypic.com/73jm06.gif
زنده باشین 10000000000 سال
نوشته شده توسط !_ _ _! در 2:26 |
|
لینک به این مطلب
جمعه سی ام شهریور 1386
نوشته شده توسط !_ _ _! در 22:59 |
|
لینک به این مطلب
پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386
Ma inja jam shode im ta faghat dar morede Ebi (abar marde mosighie POP e iran) bahso goftego konim va az akharin akhbar , concert ha , file haye soti va tasviri va kholase harchizi dar morede Aghaye Seda ba khabar beshim ... zende bashin 1000 sal |
دوستان عزیز اگر بدنبال اخبار جدید و .... از ابی هستید هرچه سریعتر در این گروه عضو شوید.
ابی دوست داریم
در اینجا
نوشته شده توسط !_ _ _! در 15:59 |
|
لینک به این مطلب
یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386
...ناجی شرق...
من تو را می بینم استخوانی بر پوست
به گدایی رفتی بر در دشمن و دوست
من تو را می بینم تشنه تر از دیروز
آن که نان می دهدت نان تو در کف اوست
خاک تو سفره ي تو سفره ي تو از کیست
سفره ي دنیا پر سفره ي تو خالیست
همه جا منتظرند همه کس می پرسند
ناجی شرق کجاست؟آن که جنس خود ماست
ناجی شرق تویی ناجی شرق منم
من که با دیدن توهمه جا می شکنم
من که با دیدن توهمه جا می شکنم
از چه رو خاک زمین شده تقسیم چنین
یک جهان صدها دست مرزها مرز شکست
من جهان سوم تو جهانی دیگر
سهم تو هرچه که هست سهم من خون جگر
سهم از ما بهتران ثروت و امن و امان
سهم پا برهنه ها فقر و زندان و بلا
در میان سه جهان مرز و دیوار از اوست
دشمن بازی ساز رفته در قالب دوست
نوشته شده توسط !_ _ _! در 22:15 |
|
لینک به این مطلب
یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386
...ظالم...
اسم تو گل شکل تو گل اما خودت خاری و بس
بغض منی نمي شکنی گرفته ای راه نفس، گرفته ای راه نفس
اسم تو گل شکل تو گل اما خودت خاری و بس
بغض منی نمي شکنی منو مي آزاری و بس، منو مي آزاری و بس
ظالم، ظالم منو می آزاری و بس
با همه خوب خنده به لب به جان من زخم غضب
با همه خوب خنده به لب به جان من زخم غضب
همیشه دوست همیشه یار برای من طناب دار
با همه دوست با همه یار برای من طناب دار
ظالم، ظالم منو می آزاری و بس
تو از منی یا برای منی؟ تو عاشقی یا دشمنی؟
یه روز حیات یه روز عدم یه وقت زیاد یه لحظه کم
خسته از این حال و هوا از این همه چون و چرا
برای خاطر خدا مرا نبر به ناکجا
ظالم، ظالم منو می آراری و بس
اسم تو گل شکل تو گل اما خودت خاری و بس
بغض منی نمي شکنی منو می آزاری و بس، منو می آزاری و بس
ظالم، ظالم منو می آزاری و بس
با همه خوب خنده به لب به جان من زخم غضب
با همه خوب خنده به لب به جان من زخم غضب
همیشه دوست همیشه یار برای من طناب دار
با همه دوست با همه یار برای من طناب دار
ظالم، ظالم منو می آزاری و بس
نوشته شده توسط !_ _ _! در 22:11 |
|
لینک به این مطلب
شنبه بیست و چهارم شهریور 1386
تو از متن کدوم روءیا رسیدی،که تا اسمت رو گفتی شب جوون شد
که از رنگ صدات دریا شکفت و،نگاه من پر از رنگین کمون شد
تو از خاموشی دلگیر روءیا،صدام کردی صدام کردی دوباره
صدا کردی منو از بغض مهتاب،از اندوه گل و اشک ستاره
صدام کردی صدام کردی نگو نه!
اگرچه خسته و خاموش بودی
تو بودی و صدای تو صدام زد
اگرچه دور و ظلمت پوش بودی
تو چیزی گفتی و شب جای من شد
من از نور و غزل زیبا شدم باز
تو گیج و ویج از خود گمشدن ها
من از من مردم و پیدا شدم باز
من از من مردم و پیدا شدم باز
از این تک بستر تنهایی عشق
از این دنج سقوط آخر من
صدام کردی که برگردم به پرواز
به اوج حس سبز با تو بودن
صدام کردی که رو خاموشی من
یه دامن یاس نورانی بپاشی
برهنه از هراس و تازه از عشق
توی آغوش جان من رهاشی
صدام کردی صدام کردی نگو نه!
اگرچه خسته و خاموش بودی
تو بودی و صدای تو صدام زد
اگرچه دور و ظلمت پوش بودی
تو چیزی گفتی و شب جای من شد
من از نور و غزل زیبا شدم باز
تو گیج و ویج از خود گمشدن ها
من از من مردم و پیدا شدم باز
صدام کردی صدام کردی نگو نه!
اگرچه خسته و خاموش بودی
تو بودی و صدای تو صدام زد
اگرچه دور و ظلمت پوش بودی
تو چیزی گفتی و شب جای من شد
من از نور و غزل زیبا شدم باز
تو گیج و ویج از خود گمشدن ها
من از من مردم و پیدا شدم باز
من از من مردم و پیدا شدم باز
من از من مردم و پیدا شدم باز
نوشته شده توسط !_ _ _! در 22:54 |
|
لینک به این مطلب